در حال بارگذاری...

Jun 13, 2022

-

 دادگاه انقلاب شیراز ۲۶ شهروند بهائی را به مجموعا ۸۵ سال حبس محکوم کرد ...


دادگاه انقلاب شیراز ۲۶ شهروند بهائی را مجموعا به تحمل ۸۵ سال حبس، ۲۴ سال تبعید، ممنوعیت خروج از کشور، و معرفی روزانه به اداره اطلاعات به مدت دو سال محکوم کرد. این احکام به تازگی به وکلای این شهروندان ابلاغ شده است...

گزارش از ایران وایر

Jun 11, 2022

-

شکنجه سفید؛ سیمایی دیگر از شکنجه در جمهوری اسلامی

شکنجه سفید عنوان کتابی است از نرگس محمدی که جلد دوم آن از سوی نشر باران در سوئد منتشر شده است. نرگس محمدی در این اثر در گفت‌وگو با پانزده زندانی سابق به انواع شکنجه‌هایی می‌پردازد که بر آنان در سلول‌ها اعمال شده است.



شکنجه ابزاری است که کارگزاران یک نظام بر فرد زندانی اعمال می‌دارند تا به شکلی بر وی تأثیر بگذارند. خشونت زبان شکنجه است و مهم‌ترین ابزار آن که بر جسم و روان زندانی برای دستیابی به اهدافی مشخص اعمال می‌شود. شکنجه از دیرباز تاریخ به کار گرفته می‌شد. نوع مدرن آن اما سازمان‌یافته و هدفمند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در شکنجه جسمانی هدف دست یافتن به اطلاعات است. شتاب در دستیابی اطلاعات نشان از ارزش آن دارد. برای نمونه در زندان‌های رژیم شاه و یا زندان‌های دهه شصت و هفتاد جمهوری اسلامی، از آن‌جا که شخص بازداشت‌شده می‌بایست بسیار سریع «تخلیه اطلاعاتی» می‌شد، مورد شکنجه‌های وحشت‌آوری قرار می‌گرفت تا هرچه زودتر دست‌یابی به اطلاعات میسر گردد. شلاق، دستبند قپانی و آوایزان کردن زندانی ساده‌ترین و رایج‌ترین شکل بودند. گروه‌های سیاسی از عضو خویش می‌خواستند تا حداقل ۲۴ ساعت شکنجه را تاب آورند تا در این فاصله امکان جابه‌جایی اعضای بازداشت‌نشده فراهم آید. و این امر بر بازجویان آشکار بود، پس شکنجه می‌کردند تا دانسته‌ها نسوزد.

شکنجه سفید نوعی از شکنجه است که به شکل موقت و یا مُدام بر روان زندانی اعمال می‌شود تا روند کار آن را مختل سازد. شکنجه سفید بر جسم اعمال نمی‌شود و اثری از خود در ظاهر برجا نمی‌گذارد؛ بی‌خوابی، صداهای ناهنجار و آزارنده، نور دایم؛ کم و یا زیاد، تاریکی، بازداشتن از رفتن به توالت، دمای کم و یا زیاد هوا، اتاق نمناک و یا کثیف و آلوده، سر پا نگاه‌داشتن، اعدام مصنوعی، لخت کردن، محرومیت از خوراک، آشامیدنی، امکانات درمانی و بهداشتی، تحرک، به کار گرفتن چشم‌بند، توهین، ایجاد وحشت، ایجاد اختلال در حواس، اختلال در سیستم درک، تنها نگاه داشتن و قطع رابطه او با دیگران و ده‌ها مورد دیگر از جمله ابزاری هستند که برای تخریب هویت شخص زندانی به کار گرفته می‌شوند. کوشش به عمل می‌آید تا زندانی از نظم خویش خارج و از خود تهی گردد. بازجویی‌های بی‌برنامه بر این روند تأثیر مضاعف دارند.

در شکنجه روانی که به شکنجه سفید مشهور است، کوشش به عمل می‌آید تا شخص از هویت خویش تهی گردد. در این نوع از شکنجه فرد و نه گروه مورد توجه است.

شکنجه روانی بهترین شکل برای درهم شکستن زندانی است و در این راستا ایزوله کردن او در سلول‌های انفرادی می‌تواند هم‌چون کتک زدن، گرسنه نگاه داشتن و بی‌خواب کردن تأثیر داشته باشد. وقتی تمامی روابط زندانی با جهان بیرون قطع گردد، او وارد مرحله‌ای از زندگی می‌شود که یک سوی آن هراس و اضطراب‌های مُدام (استرس) است و سوی دیگر آن احساس گناه. زندانی در چنین موقعیتی بیش از پیش در خود فرومی‌رود.

رابطه فرد با دنیای خارج که قطع شود، او دچار یک خلاء بزرگ می‌شود. بر زندانی نظمی را تحمیل می‌کنند خارج از هر منطقی و او مجبور به رعایت آن است. و همین‌جاست که روند عادی زندگی به‌هم می‌ریزد و دستگاه روانی او آسیب می‌بیند. اگر شکنجه جسمانی در ابتدای بازداشت و بیشتر با هدف کسب اطلاعات صورت می‌گیرد، در شکنجه روانی سرعت فوریت ندارد. برای درازمدت سازماندهی می‌شود.زندان انفرادی را به عنوان شاخص‌ترین نمونه از شکنجه سفید، گاه ابزاری دیگر از شکنجه روانی تشدید می‌کند. قطع رابطه با بیرون از زندان نیز بر آن تأثیر می‌گذارد و این‌جاست که زندانی به آشفتگی دچار می‌گردد. با روانی پریش احساس ناامنی و ناتوانی می‌کند. با هراسی فزاینده آینده‌ای نامعلوم را منتظر است. افکار گذشته به ذهن هجوم می‌آورند و او احساس می‌کند به دامچاله‌ای بی‌انتها گرفتار آمده است.

شکنجه سفید به این علت سفید نامیده می‌شود که اثری بر جسم به‌جا نمی‌گذارد. حس‌های انسان را دچار محرومیت می‌کند و در این راستا در سیستم ادراک او اختلال ایجاد می‌کند. شکنجه سفید اثری بس ژرف بر روان آدمی به‌جا می‌گذارد که گاه سالیان دراز و یا شاید تا پایان عمر موجب آزار فرد می‌گردد. در شکنجه سفید بازجویان می‌کوشند روان زندانی را درهم ریزند. در بازجویی‌های بی‌پایان و نامنظم مکانیسم‌های دفاعی زندانی را درهم می‌شکنند و با تأثیر بر روان و رخنه در هویت‌اش شخصیت او را دچار اختلال می‌کنند. زندانی در چنین موقعیتی از هرگونه رمز و راز زندگی تهی می‌شود، درون خویش افشا می‌کند و چه بسا تمامی هستی خود آشکار می‌سازد و در شرایطی حتا آن‌چه را که بازجو به عنوان حقیقت بر وی تلقین می‌کند، می‌پذیرد و یا شاید در موقعیتی قرار می‌گیرد که ترجیح می‌دهد که بپذیرد. زندانی که بی‌راز شود، از «من» خویش نیز تهی می‌شود. می‌گویند که سازمان سیا (CIA) نخستین‌بار آن را در دهه پنجاه میلادی به کار گرفت ولی واقعیت این است که در نظام هیتلری پزشکان نازی سال‌ها در آزمایشگاه‌های خویش بر روی تن و روان بازداشت‌شدگان و اسیران انواع آزمایش‌ها را تجربه می‌کردند. کلینیک والدهوف (Heiligen Haus) مشهورترین مکان این‌گونه از پژوهش‌ها بود و جالب این‌که بخشی از اسیران در این مجموعه از نیروهای نظامی آمریکایی و انگلیسی بودند که در بازداشت‌به سر می‌بردند...

ادامه گزارش و دانلود کتاب : دویچ وله آلمان


Jun 10, 2022

-

 سانسور اعتراضات ایران در اینستاگرام؛ سه گروه حقوق بشری خواستار تغییر 

سیاست «متا» شدند ...


سه گروه حقوق بشری روز پنجشنبه ۱۹ خرداد از شرکت «متا»، مالک شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و فیس‌بوک، خواستند که در سیاست‌های مربوط به محتوای فارسی‌زبان برای ایران بازنگری کند. گروه مدافع آزادی بیان «آرتیکل ۱۹» مستقر در بریتانیا همراه با گروه مدافع حقوق دیجیتال «اکسس ناو» و «مرکز حقوق بشر ایران» مستقر در نیویورک، در دیدار با یک مقام ارشد شرکت متا، از محدودیت‌های اعمال شده در اینستاگرام و فیس‌بوک برای اطلاع‌رسانی ایرانی‌ها در جریان اعتراض‌های اخیر شکایت کردند. در هفته‌های اخیر گزارش‌های زیادی از ایجاد محدودیت توسط اینستاگرام بر پست‌های مربوط به اعتراضات ایران منتشر شده بود. از جمله این محدودیت‌ها می‌توان به حذف برخی پیام‌ها و ویدئوهای مربوط به تظاهرات اعتراضی اشاره کرد. در حال حاضر، شبکه‌های اجتماعی تلگرام، یوتیوب، فیس‌بوک و توئیتر در ایران مسدود هستند و تنها اینستاگرام برای عموم ایرانی‌ها در دسترس است. سه گروه مدافع حقوق بشر در دیدار با رئیس سیاستگذاری محتوای شرکت متا اعلام کردند که این شرکت باید خط‌مشی‌های مربوط به محتوای بالقوه حساس و نظارت انسانی و اتوماتیک را تغییر دهد. آن‌ها افزودند که از «اعتماد و شفافیت» اینستاگرام نزد کاربران فارسی‌زبان کاسته شده است و متا باید اطمینان حاصل کند که «روش‌های تعدیل محتوای آن از حقوق بشر و آزادی بیان حمایت و محافظت می‌کند». ایران طی هفته‌های گذشته ایران شاهد اعتراضات گسترده‌ای به افزایش قیمت‌ها و سوء مدیریت‌ها تحت حکومت آیت‌الله علی خامنه‌ای بوده است. فعالان حقوق بشری از متا شکایت دارند که برخی از پست‌های اینستاگرامی آن‌ها با محتوای پوشش مستند اعتراضات مردمی را حذف کرده است که این باعث شده تا کاربران از دستیابی به منابع کلیدی برای اطلاع یافتن از حوادث ایران محروم شوند.

خبرگزاری فرانسه می‌نویسد در غیاب پوشش اخبار حقوق بشری در رسانه‌های داخل ایران، فعالان حقوق بشری انتظار دارند که شبکه‌های اجتماعی بستری برای اطلاع‌رسانی باشد. اینستاگرام پیشتر نیز هشتگ «من شمعی روشن خواهم کرد» را که به یادبود قربانیان ساقط شدن هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران راه‌اندازی شده بود به‌صورت موقت مسدود کرده بود. این سه گروه مدافع حقوق بشر و آزادی بیان به شرکت متا گفته‌اند که برخی پست‌های اینستاگرامی حاوی شعار اعتراضی «مرگ بر خامنه‌ای» و شعار علیه دیگر رهبران جمهوری اسلامی حذف شده است. شرکت متا در ژوئیه پارسال برخی استثناها در رابطه با انتشار شعارهایی از این دست را قائل شد و اخیرا نیز انتشار چنین شعارهایی در رابطه با تهاجم روسیه به اوکراین را نیز مجاز دانسته است. این گروه‌های مدافع حقوق بشری با فراخوان برای هماهنگی در شرکت متا، ابراز نگرانی کردند که «فقدان این تفاوت ظریف... باعث حذف مشکل‌ساز پست‌ها یا پست‌های اعتراضی با ارزش خبری می‌شود که می‌تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تایید نقض حقوق بشر کمک کند». گروه‌های یاد شده خواستار «شفافیت بیشتر» در فرآیندهای خودکار شدند، جایی که بانک‌های رسانه‌ای برای حذف خودکار محتوا بر اساس عبارات، تصاویر یا صداهای خاص عمل می‌کنند. آن‌ها می‌گویند در پی ادعاهای مطرح شده در یک گزارش «بی‌بی‌سی فارسی» مبنی بر این‌که مقامات ایرانی تلاش کرده‌اند تا به عوامل فارسی‌زبان در یک شرکت پیمانکاری نظارت بر محتوا، مستقر در آلمان، رشوه بدهند، نگرانی‌هایی نیز «در مورد فرایندهای نظارت انسانی» مطرح شده است. متا در آن زمان هرگونه ارتباط با حکومت ایران را رد کرد و گفت که ناظران مجموعه‌ای تصادفی از محتوا را بررسی می‌کنند تا ببیند آیا قوانین نقض شده است یا نه.

گرارش از رادیو فردا


Jun 8, 2022

-

دیده بان حقوق بشر اعدام‌های سال ۶٧ در ایران را 

"جنایت علیه بشریت" خواند .


سازمان دیدبان حقوق بشر، روز چهارشنبه ۱۸ خرداد (٨ ژوئن) ضمن انتشار یک سند، اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ١٣۶٧، توسط جمهوری اسلامی ایران را "جنایت علیه بشریت" خواند.

در سند منتشر شدە توسط دیدبان حقوق بشر آمده است : «شواهد زیادی برای این واقعه در دست است و مورخان ایران، پژوهش‌گران حقوق بشر، و تحلیل‌گران سیاسی بر سر وقوع این اعدام‌های دسته‌جمعی توافق دارند، و دیده‌بان حقوق بشر معتقد است این اقدام فاجعه‌بار مشمول تعریف جنایت علیه بشریت می‌شود.» این سازمان با اشارە بە برگزارشدن دادگاه حمید نوری، از متهمان اجرای اعدام زندانیان سیاسی سال ۶٧ در سوئد و وجود "اتهامات جدی" علیه ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران به عنوان "یکی از اعضای گروه موسوم به هیئت مرگ"، هدف از انتشار این سند را "رسیدگی به واقعیت‌های شناخته‌شده این اعدام‌های دسته جمعی، چرایی طبقه‌بندی این اعدام‌ها به عنوان جنایات علیه بشریت، و راه‌های احتمالی پاسخ‌گو کردن عاملان بازمانده" اعلام کردە است.

DW گزارش کامل در دویچه وله آلمان

-

سایه مرگ بر سر دگراندیشان و خدا ناباوران، اطلاعیه ۱۴۰۱ کانون دفاع از حقوق بشر در ایران :




 


-

 بررسی علل اقدام به خودکشی متأهلان و زنان در گفتگو با امیرمحمود حریرچی، جامعه‌شناس...

بررسی علل اقدام به خودکشی متأهلان و زنان در گفتگو با امیرمحمود حریرچی، جامعه‌شناس/ روشنک مهرآیین

آمار خودکشی و اقدام به خودکشی در ایران تغییر چندانی نکرده؛ هرچند آمار منتشرشده از سوی منابع جمهوری اسلامی قابل‌اعتماد نیست، اما به گفته‌ی عوامل و رسانه‌های حکومت مؤلفه‌های اثرگذار بر خودکشی تغییرات چشم‌گیری داشته؛ مثلاً اقدام به خودکشی در زنان و جوانان افزایش یافته یا بیش از پنجاه‌درصد اقدام به خودکشی‌ها در ارتباط با  مشکلات زناشویی و حول محور ازدواج رخ می‌دهد. افزایش این پدیده در میان متأهلان ازدواج را به بحرانی اجتماعی تبدیل و بخش بزرگی از جامعه‌ی کنونی ایران را درگیر کرده. درباره‌ی این موضوع با امیرمحمود حریرچی، جامعه‌شناسِ مددکاری اجتماعی به گفتگو نشستیم.

 چندی پیش خبرگزاری ایلنا در نشست «بررسی خودکشی در ایران» آماری منتشر کرد، مبنی بر این‌که حدود شصت تا هفتاد‌درصد اقدام به خودکشی‌ها در کشور حول محور ازدواج و مشکلات آن رخ می‌دهد. چرا خانواده‌ها و جامعه هم‌چنان در رابطه با مسئله‌ی ازدواج سنتی برخورد می‌کنند و افراد را تا جایی که دست به خودکشی می‌زنند، تحت فشار قرار می‌دهند؟

ما با دو موضوع مواجهیم؛ یکی اقدام به خودکشی است و یکی مرگ‌ومیر ناشی از آن. ایران خیلی از آمار جهانی فاصله ندارد. در ایران در ازای هر صدوبیست‌هزار نفر حدوداً صدوبیست نفر اقدام به خودکشی می‌کنند که شش تا هفت مورد منجر به مرگ می‌شود؛ این داده با آمار جهانی فاصله‌ی چندانی ندارد. بیش از نیمی از اقدام به خودکشی‌ها در ایران توسط افراد متأهل رخ می‌دهد. از طرفی خودکشی در ایران زنانه است و گرایش جوانان هم نسبت به آن بالاست. این مسائل خودکشی را در کشور ما مهم می‌کند. سن خودکشی در ایران پایین آمده، بیش‌تر زن‌ها اقدام به خودکشی می‌کنند و متأهل‌ها بیش‌تر دست به این کار می‌زنند. آمار اقدام به خودکشی زنان چهاربرابر بیش‌تر از مردان است؛ در صورتی که خودکشی منجر به مرگ بیش‌تر توسط مردان رخ می‌دهد. مردان دو برابر بیش‌تر فوت می‌شوند؛ یعنی مردان در خودکشی جدی‌ترند.

رویکرد جامعه‌ی ما نسبت به ازدواج حتی در طبقات و لایه‌های برخوردار، سنتی و مذهبی است. افراد در جامعه‌ی ما فرصت شناخت ندارند؛ یعنی ازدواج فاقد شناخت طرفین از یکدیگر است. هم‌چنین موضوع کودک-‌همسری در لایه‌های فرودست که اغلب حاشیه‌نشینند، اتفاق می‌افتد. این طبقات کودکان و دخترانشان را به علت فشار اقتصادی می‌فروشند. این مسئله با آن ازدواج زودهنگاهی که در گذشته وجود داشت، تفاوت دارد؛ زیرا این طبقات نابرخوردار از سر ناچاری چنین کاری می‌کنند. حدود نیم‌قرن پیش شرایط دیگری بر جامعه حاکم بود و خانواده در ازدواج‌های زودهنگام تا حدود زیادی از دختر و فرزندان خود حمایت می‌کرد. امروز بسیاری از خانواده‌ها تنش دارند و پدر و مادر در خانه دچار مشکلند و نمی‌توانند به شکل قبل از فرزندانشان حمایت کنند. در بهترین شرایط می‌توانند امکانات مادی مهیا کنند، اما چون خودشان از نظر روحی و ذهنی درگیرند، حامی فرزندانشان نیستند. ساختار خانواده‌ی امروز تحت‌ تأثیر شرایط اقتصادی و فرهنگی دچار تنش است و نمی‌خواهد رویکردش را نسبت به ازدواج عوض کند. وقتی آمار طلاق بالاست و هنوز جامعه نمی‌داند باید با این موضوع چه کار کند، آن‌وقت متأهلانی که دچار طلاق عاطفی می‌شوند یا شرایط طلاق حقوقی را ندارند، دست به خودکشی می‌زنند...

ادامه گزارش : ماهنامه خط صلح


Jun 5, 2022

-

 در تاریخ جمهوری اسلامی، نام «فروهرها» یادآور «داریوش» و «پروانه فروهر» است؛ زوج سالمندی که به دلیل دگراندیشی توسط ماموران وزارت اطلاعات در پاییز ۱۳۷۷ به قتل رسیدند. اما ۱۶ سال پیش از قتل این دو، زوج دیگری هم‌نام با ایشان در زندان‌های جمهوری اسلامی اعدام شدند. در ادامه، روایت زندگی «محمود» و «اشراقیه فروهر»، زوج سالمند بهایی را که به دلیل اعتقادات مذهبی‌شان پس از چند ماه شکنجه و آزار بدون محاکمه در زندان کرج تیرباران شدند، می‌خوانیم.


فروهرها که بودند؟ «اشراقیه کامبین» (فروهر) در سال ۱۳۰۳ شمسی در شهر تهران در خانواده‌ای بهایی به دنیا آمد. پدرش، «میرزا شعبان میثاقیان» نام داشت. او در اواخر دهه سی زندگی به اتهام تبلیغ آیین بهایی دستگیر شد و چون کتباً به داشتن دیانت بهایی اقرار کرد، به زندان محکوم و محبوس شد. پس از چندی میثاقیان به کمک دوستان متنفذ خود از زندان آزاد شد؛ ولی سختی‌های زندان موجب بیماری قلبی او شده بود و پس از چند ماه بستری شدن در سال ۱۳۱۷ در سن چهل و دو سالگی درگذشت. پس از فوت پدر، مادر به تنهایی سرپرستی و تربیت پنج فرزندش از جمله اشراقیه را به عهده گرفت. آنان یک سال و نیم در تهران ماندند و پس از ازدواج به همراه دختر بزرگ‌تر به تویسرکان در استان همدان نقل مکان کردند؛ ولی دیری نپایید که مجبور به بازگشت شدند و اشراقیه در تهران از دبیرستان نوربخش فارغ‌التحصیل شد. «محمود فروهر» در سال ۱۲۹۶ شمسی در شهر آباده از پدر و مادری بهایی به دنیا آمد. او پدر خود را در کودکی از دست داد و در دامان مادر تربیت و بزرگ شد. فروهر پس از پایان تحصیلات متوسطه در شیراز و آبادان به تحصیل زبان انگلیسی پرداخت و سپس در بانک شاهی در تهران مشغول به کار شد. در سال ۱۳۲۴ شمسی، محمود و اشراقیه فروهر با یک‌دیگر ازدواج کردند. این زوج بهایی در اوایل ازدواج صاحب فرزندی شدند؛ ولی طفل به ثمر نرسید و پس از آن دیگر بچه‌دار نشدند.پس از چندی، محمود فروهر به استخدام شرکت نفت در تهران در‌آمد. او در دوران کار در شرکت نفت از طریق مکاتبه‌ای موفق به دریافت لیسانس حسابداری از یکی از دانشگاه‌‌های آمریکا شد. در سال ۱۳۴۹، محمود فروهر بازنشسته شد و با همسرش در شهرک کوچک تازه تاسیس گوهردشت ساکن شدند. در ابتدا، آن‌ها تنها بهاییان گوهردشت بودند. اما یک سال بعد، «هوشنگ محمودی» و همسرش، «ژینوس محمودی» ساکن گوهردشت شدند و کم کم بر تعداد بهاییان گوهردشت افزوده شد. هوشنگ و ژینوس محمودی از اعضای شورای مدیران جامعه بهایی ایران موسوم به «محفل روحانی ملی» بودند که هر دو تن پس از انقلاب، دستگیر و بازداشت شدند. محمود فروهر، بیشتر اوقات خود را صرف سرکشی به اطراف کرج و هم‌نشینی و گفت‌وگو با مردم می‌گذراند و اشراقیه هم مشغول فعالیت در زمینه سوادآموزی بانوان اطراف تهران و کرج بود. او به دیدار افراد مسن و بیماران می‌رفت، از آن‌ها نگهداری می‌کرد، غذا برای آنان می‌پخت و لباس‌های‌شان را می‌شست. 

گزارش کامل از ایران وایر